دلهره هایم را آویخته ام به بند بند آیه های قرآنت .../ خورشید که تو باشی تطهیر میشود دلم . . .
تکمیل کن این تصویر در حال احداث را .../ کلاغ ها به بی راهِ رفتند . . .
بیا و چتر شو.../ اعتماد کن به باران و من . . .
گرگ و میش چشم هایت ../خواب را از چشمانم گرفته است . . ./قطره ای خواب بریز در چشمانم . . .
دوباه خودت منو خواستی امام رضا... /با واسطه هرکاری تونستی کردی که بیام پیشت .../ نمیدونم لایق این همه محبت هستم یا نه؟!/ ولی امیدوارم خودت دستمو بگیری و دوباره بلندم کنی . . .
قلمم شکسته است / پایش درد میکند / سست شده احساسش / بتراشش / شاید عوض شد تقدریش . . .
هر کاری میکنم با موهایت بازی کنم / شعر میشوند در بین کلمات . . .
دلم وسوسه ی رفتن دارد و دلم شهوت ماندن . . .
یک مشت کلمه را با چاقو سربریدم به جرم خیانت به من / تورا چه کنم . . . ؟!
من اینجا مچاله میشوم از نبودنت / نوازشی میخواهم . . .