اکنون تو اینجایی .../ صدایی شبیه دوست .../ نوشته های به رنگ دلتنگی .../ شاید من نمیبینم .../ شاید این سکانس هنوز باقی ست ..
/ ماه گوشه ای نشسته .../ منتظرِ شروع تو ...
ابر اما گونه های ماه را پاک میکرد .../ این یعنی تولد تو . . .
هوس کردم زیر سایه ی پلک های تو بنشینم .../ آرامش خوبی دارد سایه های سیاه . . .
میپیچد مثل پیچک .../ بر تن عریان شب .../ بر پشت بام های غم آلود شهر این ماه . . ./
ماه عسل . . .
قلب من پوسید زیر خاک .../ دلم هنوزم چشم براه ست . . .
غرابت این همه تنهایی را دادم .../ اسارت پروانه ها در پیله هایشان کافی نبود . . .؟!
فکر کنم پاییز شده .../ موهای مادرم سفید شده . . .
یک ستاره نرکید .../ خیابان ساکت و آرام شد .../ باد وزید و خاطره ها را برد ...
ماه گریست .../ پنجره ای باز شد .../ دستی آمد و ماه را نوازش کرد / برگیسوان شب نور بخشید ...
مـــاه سکوت کرد .../ خاطره ها روشنی بخشیدند . . .
روسری ات را محکم تر ببند .../ آرزویم موهای توست در دستانم .../ بگذار عاشقی کنم در آسمانِ شعر . . .
صدای دوچرخه پستچی که می آید جشنی برپا میشود .../ نمازی خوانده میشود .../ تا دلی شاید آرام گیرد ...
نامه ای بی مهر که سرجنگ دارد با هرچه هست .../ بی نام و نشانی از نویسنده ای خوانده میشود بر بر روی تخت ...
خیس میشود تمام نامه .../ باران میشود چشم ها ...
این ناجوانمردانه ترین جنگ عالم است ...
جنگ نابرابری ست .../ قلم در مقابل دل ....
نامه ای بی مُهر .../ خواننده ای بی مِهر . . .